خرید بک لینک


میکشیم از قدح لاله شرابی موهوم

چشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم

این حال عجب با که توان گفت ....

برچسب: نویسنده: مهتاب صادقی تاريخ: شنبه 15 تير 1398 ساعت: 22:48

خوب زندگی جدی و اندوهبار است. به این دنیای شگفت انگیز آورده می شویم، همدیگر را میبینیم، باهم آشنا می شویم و لحظه ای کوتاه با هم پرسه می زنیم.
سپس همدیگر را از دست می دهیم و ناگهان و ناروا با همان شتابی که آمده بودیم، می رویم.

برچسب: نویسنده: مهتاب صادقی تاريخ: شنبه 15 تير 1398 ساعت: 22:48

بعد مدتها رفتیم باغ حج عل..یگریه و اشک خاله زه..ره دلمو لرزوند و چقدر خوشحال شد ما رفتیم اونجامیگفت از ته دل خیلی خوشحال شدهمامان بزرگ با تمام مخالفت ها و عرب ستیزی خانواده داره راهی خانه خدا میشهان ش

برچسب: نویسنده: مهتاب صادقی تاريخ: شنبه 15 تير 1398 ساعت: 22:48

نمیدونم چه کنم

موقعیت بذارم یا نه

ولی الان تصمیم گرفتم محکم بذارم

دوشنبه شد توکل به خدا

برچسب: نویسنده: مهتاب صادقی تاريخ: شنبه 15 تير 1398 ساعت: 22:48

فردا میریم و تو نیستی

دوست داشتم باشی

خودموو زدم به بی اطلاعی

ولی جوابمو ندادی

مهم نیست

هر جا هستی خوشت باشه

باز گفتم خواهر خوبم و خواهر خوبمی

میدونم توووو واتس پیاموو خوندی ولی میدونم شرم و حیات اجازه نمیده بگی چی شده

یادش بخیر

یه روزی تمام ناراحتیتا بهم میگفتی

تا دو سه نصف شب حرف میزدیم چت میکردیم

ازم گاهی دلخور میشدی که میگفتم ادماا را بپذیر همون جوری که هستن

مراقب خودتت باش

برچسب: نویسنده: مهتاب صادقی تاريخ: شنبه 15 تير 1398 ساعت: 22:48

اردووو سم..رمعین چیزی که فکر می کردم شد.تاریخ تولدت چنده؟ چرا ازدواج نکردی و .... کجا میری؟ چرا تنها میری؟و سوالای مسخره ی دیگرفقط لبخند زدم از اول تا آخر. خیلی خوشحالم که جواب کسی را ندادم.قضاوت ها و

برچسب: نویسنده: مهتاب صادقی تاريخ: شنبه 15 تير 1398 ساعت: 22:48

تو که نیستی هوا یه جوریه انگار خفسبذار ببینمت قول میدم آخرین دفعستو که نیستی درارو بستم حبسم با خودمیه چند تا میله کم داره اتاق عین قفستو که نیستی شب و جاده تا هرجا که برهبه هرجا میرسم هی، هی خاطرهتو

برچسب: نویسنده: مهتاب صادقی تاريخ: شنبه 15 تير 1398 ساعت: 22:48

دیروز فیلم mummy با بازی تام کروز و راسل کروو را دیدم
با اینکه فیلم تخیلی زیاد دوست ندارم ولی خوب بود، با فیلم های با مضمون مومیایی متفاوت بود.

دیالوگا فیلم :
من نمی دونم چی هستم
فقط نمیخوان بهت صدمه بزنم جنی
من اشتباهات زیادی کردم ولی نه در مورد توو



بین روشنایی و تاریکی
خیر یا شر
اینا تو وجود همه ی ما هست، کدوم برنده میشن ؟

برچسب: نویسنده: مهتاب صادقی تاريخ: شنبه 15 تير 1398 ساعت: 22:48

جاده، بهترین تسکین است؛ آدم تمامِ دردهایش را فراموش میکند. انگار سر تا سرِ اتوبانها، گردِ بی خیالی پاشیدهاند... گاهی با خودم فکر میکنم اگر ماشین اختراع نشده بود، آدمها با این همه دردِ تلنبار شده چه میکردند؟ اگر موسیقی نبود، اگر خیابان نبود، اگر سفر نبود... بدونِ اینها که چیزی از آدم نمیمانَد.

#نرگس_صرافیان_طوفان

برچسب: نویسنده: مهتاب صادقی تاريخ: شنبه 15 تير 1398 ساعت: 22:48

فقط صدام کن از امید و نرو از مهدی احمدوندسنتی ها هم که محمد رضا و همایون شج..ریان عزیز سر جا خودشونن نهاد از خویش بر جا، من ، من خویشکه جان بردم به در ، از میهن خویشنمی دانستم ای آیندگان منکه جان هیچ

برچسب: نویسنده: مهتاب صادقی تاريخ: شنبه 15 تير 1398 ساعت: 22:48

صفحه بندی